
دنياى كنونى به عرصه چالش فرهنگ قديمى و مبتنى بر خاستگاههاى اعتقادى و محصول تجارب تاريخ گذشته با فرهنگ جديد و ناشى از تحولات عظيم علم و دانش و تجددگرايى بدل شده است. عالم اكنون به دو بخش «متجدد» و «درگير شده با سوداى تجدد» تقسيم شده است. در اين دوران اگر چه فرهنگهاى بومى در كنار فرهنگ غربى كم و بيش رنگ باختهاند، اما از بين نرفتهاند. مسئله توسعه، آزادى و عدالت اجتماعى در جامعه كنونى اصلى پذيرفته شده است، ليكن براى تحقق آن در جامعه، شرايطى لازم است كه كشورها كمتر به آن مىانديشند.
اكنون بسيارى از كشورهاى در «سوادى تجدد» ، فرهنگ ملى و سنتى خود را در هجوم «ايسمهاى» حاصل از جنبشهاى غربى با عالم قرون وسطى (در غرب) يكسان فرض كرده و مىپندارد كه علت پيشرفت غرب در فرهنگ آن خلاصه شده است. در حالى كه فرهنگ غرب معلول پيشرفت علم و دانش و زاييده تكنولوژى است و انتشار فرهنگ غرب در ابتدا از طريق فلسفه و تفكر صورت نگرفته، بلكه نفوذ آن از طريق صنعت و بازرگانى بود. مشكل اين گونه كشورها اين است كه لوازم را با علت اشتباه گرفتهاند و بحرانى كه گريبانگير آنها شده، بحران تفكر غربى است.
در اين ميدان ضرر طرد تام و كامل فرهنگ غرب هم بدون شناخت كامل و جامع از آن، كمتر از خود باختگى ياد شده نمىباشد و موجب عدم بالندگى و سكون فرهنگ ملى خواهد شد.
حال كه هر دو رويكرد به طريقى در معرض داورى افكار تشنه و جوياى حقيقت قرار گرفته است، بى شك راهى كه متضمن حفظ ارزشها و هم گامى با كاروان شتابان جامعه جهانى باشد، در دراز مدت امكان بقا خواهد يافت. مقوله زنان نيز يكى از موضوعاتى است كه درگير همين تضاد مىباشد. تلاش براى بيان و تحليل مسائل زنان تنها به حيطه دانشگاه و دانشگاهيان و حوزه و فلسفهى حوزوى محدود نشده، بلكه دولت نيز با تخصيص هزينههايى به سازمانهاى تحقيقاتى دولتى و غير دولتى، امكان انجام پژوهشهاى خاص زنان را ايجاد كرده است و امروزه با ادبيات نسبتا حجيمى در مورد زنان مواجه هستيم .
مقوله زن امروز در سه دوره در منظر نظر مخاطبان قرار گرفته است. در قسمت اول بحث، گامى هر چند كوچك در جهتشناخت نگرشهاى كلى و متفاوت نسبتبه زنان برداشته شده است. در قسمت دوم تحليلى برنگرشهاى مطرح شده و رويكرد عينى و اجرايى آنها صورت خواهد گرفت و دستاورد نظريههاى فوق در وضعيت اجتماعى زنان و ارتقاء كيفى آنان بررسى خواهد شد و در قسمتسوم تلاش خواهد شد ضرورت طرح الگويى كار آمد عينى و منطبق با قوانين الهى و اسلامى در جامعه ايران ارائه گردد
جهان امروز، با بحران «از هم گسيختگى» روبرو است; زيرا از يك سو پيشرفتهاى علمى و تكنولوژى هر روز به جهانيان عرضه مىشود و از سوى ديگر مشكلات روحى و معنوى مردم، حادتر و بزرگتر مىشود و اين حالات روانى بحرانىترين مشكل جامعه مىباشد. به دنبال بهره بردارى كشورها از توسعه يافتگى كشورهاى پيشرفته و وارد نمودن تكنولوژى غرب، عارضههاى بزرگ تهاجم فرهنگى و استفاده نابسامان از علم وارداتى گريبانگير جهان سوم مىگردد.