انتخابات با تمامی فراز ونشیب های که داشت بلاخره به ایستگاه اخرش یعنی شمارش اراء ومشخص شدن منتخبین مردم رسید.
این دوره از انتخابات دارای شرایط ویژه ای بود که باید مفسران وتحلیل گران مسائل سیاسی واجتماعی موشکافانه به تحلیل آن بپردازند.
به انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی باید از دو زاویه نگاه کرد :
۱-بعد داخلی وجریانات سیاسی موجود در کشور
۲- بعد بین المللی وفشارهای بین اللملی جهت تاثیر در روند انتخابات
در بعد داخلی -در این دور از انتخابات تمامی ظرفیت های موجود در کشور جهت حضور در میدان رقابت بسیج شده بودند ودر این کارزار رقابت موضاعات بدیع ونوینی پیش امد که در کمتر انتخاباتی بدین شکل در کشور وجود داشته است.
حضور احزاب وگروههای همسو ولی دارای سلایق مخلتف یکی از شاخص های مهم این دوره از انتخابات بود.
احزاب وگروههای که بعد از دوم خرداد با شکل گیری گفتمانی بنام اصول گرایی شکل گرفته بودند اینک خودبا سلایق مختلف وارد صحنه رقابت های انتخاباتی شده وگفتمان جدیدی از اصول گرایی را به معرض انتخاب گذاشته بودند واینچنین میزان اقبال خود را مورد سنجش قرار می دادند.
اما با توجه به نتایج بدست امده در این دوره تا این لحظه بخوبی مشخص شده گفتمان اصول گرایی بر خواسته از پایگاه عدالت محوری ومهرورزی همچنان مورد تایید ۷۰ در صدی مردم قرار گرفته است
ومردم به خوبی به ندای رهبر انقلاب لبیک گفتند که فرمود: مردم نمایندگانی را انتخاب کنند که مسیر خدمت دولت را همورا نماید.
پیام اصلی این انتخابات اتحاد وهمبستگی بود جهت تحقق آرمان هاوارزشهای انقلاب وپیگیری اقدامات صورت گرفته در دولت وحمایت از تلاش های صادقانه رییس جمهور مکتبی.
اما پیام دیگر آن برا ی گروه های اصلاح طلب است که بدانند مردم دیگرفریب شعار های مزورانه وپوچ را نمی خورن واز سر پل های بیگانگان در کشور متنفرند وحاضر نیستند باردیگر به آنها اعتماد کنند .
شایسته است گروهایی که هنوز نور انقلاب وارزش های انقلاب در دل آنها کور سوی میزند به دامن مردم باز گردند وکمر همت ببندند وجهت توفیق هرچه بیشتر این ملت تلاش کنند وخود را خادم مردم بدانند ودل به سفارت خانه های بیگانگان نبندند.
اما در بعد خارجی نیز این انتخابات پیام های مهمی داشت که باید آنها نیز مورد ارزیابی قرار گیرید.
مردم به خوبی نشان دادند تحریم وفشار های بین الملی مستکبران هیچ تاثیری بر آنها نخواهد داشت وراهی را که خود انتخاب کرده اند به هیچ قیمتی حاضر به عوض کردن آن نیستند.
تمامی قوانین متداول دنیا روزی به شکل نظریه بوده اند که توسط نظامات حکوتی به قانون تبدیل شده اند وبرای گره گشایی از مشکلات مردم ورساندن آنها به هدف مطلوبشان در زندگی در دسترس عموم جامعه قرارگرفته اند .
یک نظریه یا متد جدید راه حلی است برای مسائل ورخداد های نوین که پاسخ آنها با روش های رایج قدیمی قابل پیگری نیست.
دانشمند وفرهیختگان در مواقعی که جامعه دچار سر گردانی است برای رفع مشکلات وموانع ایجاد شده دست به نو آوری در شیوه ها میکنندو راه حلی نوین وبکر ارائه مینمایند.
که گذشتگان تا کنون درباره آن سخنی به میان نیاورده اند.پس شاذ بودن یک تئوری ونظریه وعدم ارائه آن توسط شخصیت های دیگر دلیلی بر بی اعتباری ونادرستی ویا سست بودن مبانی آن نیست .
بی اعتباری وغیر کار آمدی یک نظریه در عدم توفیق آن در حل مشکلات است .
اینکه بهزاد نبوی در گفتگو با نشریه دانشجویی متعلق به انجمن اسلامی دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران، به صراحت مهمترین نظریه سیاسی امام خمینی(ره) را زیر سوال برده ودرباره ولایت مطلقه فقیه می گوید:
((در قانون اساسی چیزی به نام حکم حکومتی نداریم. ما نظرات فقهی امام(ره) و آیت الله منتظری را که نمی توانیم مبنای اداره کشور قرار دهیم. ما باید قانون اساسی را مبنا قرار دهیم. در قانون اساسی حکم حکومتی نداریم. بله! در کتاب ولایت فقیه امام ممکن است نوشته باشد: «حدود اختیارات ولایت فقیه،حدود اختیارات الله است». خوب! این حدود اختیارات در اصل 110 قانون اساسی ما تعریف شده است.))
ناخواسته- یا خدا میداند - خواسته خود را گرفتار کج فهمی از مبانی انقلاب اسلامی ایران کرده است .(البته این چیزجدیدی از ایشان وهمفکرانشان نیست)
نظریه ولایت فقیه توانسته سی سال کشور را رو پای خود نگه دارد واز تمامی آفات وبلایایی که از سوی ایشان وهمپالگی هایشان هر روز بر سر این کشور وارد امده حفظ ومحافظت نماید.
واین بر هیچ کس پوشیده نیست که این اشخاص وهمفکرانشان از چه ناراحتند .
از شاذ بودن یک نظریه ناراحت نیستند بلکه از این ناراحتند که نمی توانند به مطامع خود با وجود چنین جایگاه رفیعی در کشور که سکان دار هدایت جامعه بسوی صلاح ورستگاری است جامعه عمل بپوشانند .
الزامات حضور حداكثري مردم در پاي صندوق راي
با نگاهي اجمالي به بيست ونه سال گذشته در خواهيم يافت مردم شريف ايران در همه عرصه هاي كه نظام به وجودشان نيازداشته حضوري فعال به نمايش گذاشته وخود بصورت خودش وانقلابي به صحنه حمايت از دستاوردهاي آن آمده و در جهت حفظ وحراست از نظامي كه با رشادت ها ومجاهدات هايشان بوجود آمده لحظه اي كوتاهي نكرده اند .
مردم بخوبي نشان داده اند وظيفه شناسند ومي دانند چگونه رفتارفردي واجتماعي خودرا با شرايط زماني ومكاني منطبق نمايند تا به انقلاب آسيب وارد نيايد.
در همه نظام هاي مردمي دنيا مشاركت مردم در تعيين سرنوشت خود اصلي است اساسي وزير بنايي براي دوام وبقاومقبوليت وگاهاً مشروعيت حكومت ها.
ميزان حضور آگاهانه مردم در تعيين سرنوشت خود وانتخاب مسير حركت مهر تاييدي بر حركت مسولين وسكان دارن جامعه.
پس هرچه حكومت از پشتوانه مردمي بهرهمند باشد بدان اندازه داري ثبات وقدرت وامينت چه در بعد داخلي وچه در بعد خارجي است.
سياستمداران وصاحبان قدرت همواره كوشيده اند تا برنامه هاي خودرا با پشتوانه اي از حمايت ها ي مردمي نشان دهند به صحنه عمل بياورندوبه آن جامه عمل بپوشانند.
از اين روست كه مسولين وصاحبان حكومت ها همواره مي كوشند تا زمينه حضور حداكثري مردم رادر تعيين سرنوشت خود فراهم آورند.
بابررسي نحوي رفتار مردم درنوع مشاركتي كه در تعيين سر نوشت شان از خود نشان ميدهند و در انتخابات تبلور پيدا ميكند بخوبي بدست مي آيد كه حضور مردم داراي الزاماتي است كه بايدمورد توجه ويژه قرار بگيريد.
رفتار انتخاباتي مردم در طي بيست ونه سال گذشته مؤيد اين امربوده كه يك شعور سياسي نهفته در جامعه هميشه آنها را به سمت سوي هدايت نموده كه ازچشم تحليل گران پوشيده مانده است وكمتر متاثر از عوامل كاذب تاثير گذار(تبليغات،كارت پستال، فيلم هاي تبليغاتي،طتميع و.........) در جوامع ديگر بوده است.
رفتار انتخاباتي وحضور مردم در تعيين سرنوشت خويش درايران اسلامي را بايد با مؤلفه هاي جديدي ازگزاره هاي جامعه شناسي مورد بررسي قرار دادتا به يك نتيجه تازه در گزاره هاي جامعه شناسانه رسيدوآنگاه بايك آسيب شناسي دقيق نقاط ضعف آنرا به قوت تبديل نمودوراهي براي جامعه اي پويا وسر زند ه ترسيم نمود كه درآن مردمش نقش برجسته خودشان را آنگونه كه هست بصورت ملموس احساس نمايند
مؤلفه هاي آسيب شناسي نحوي رفتارمردم رادرنوع مشاركت شان جهت تعيين سرنوشت جامعه رامي توان به دو مؤلفه كلي تقسيم نمود:
1- مؤلفه انتخاب شوندگان 2- مؤلفه انتخاب كنندگان
بعنوان مهم ترین مؤلفه كاركردهاوشرايط انتخاب شوندگان رامورد ارزيابي قرار مي دهيم .
1-با توجه به اينكه جامعه ازمجموع افكارمختلفي تشكيل يافته كه حول نقطه واحدي بنام قانون اساسي به اشتراك مي رسند وآنرا فصل الخطاب مراودات اجتماعي وفرهنگي و...... خود مي دانند پس بايد شرايطي بوجود آيد تا همه صاحبان سلايق وافكار مختلف معتقدوملتزم به قانون اساسي بتواند كانديد انتخابات گردند واين امكان به انتخاب كنندگان داده شود تا از بين سلايق مختلف معتقد به نظامي كه خود روزي براي به بار نشستنش آن تلاشها ومجاهدت ها نموده اند يكي را كه خود مي پسندد انتخاب كند.
2- مسؤليت در نظام اسلامي يك امانت ويك فريضه شرعي است براي خدمت به بندگان خدا،نه يك موقعيت جهت رسيدن به قدرت وثروت .
در اين راه كساني كه توانايي انجام واداءتكليف را ندارند نبايد پابه عرصه انتخابات بگذارند وبا شعارهايي فريبنده وخارج از توانشان با عوام فريبي راي مردم را اخذ نمايند.
3- انتخاب شوندگان خود را در مقابل آنچه كه براي آن انتخاب شده است پاسخگو بداند .
4-همواره انتخاب شوندگان بايد بدانند استمرار وظيفه محول شده بدان ها منوط به انجام شايسته ودقيق تكاليفي است كه به عهد گرفته اندو هر زمان كه نتوانستند اين بار امانت را بدوش بكشند صادقانه بايد استعفا دهندويا طي يك فرايندي مكانيزمي تهيه گردد تا اين مسوليت به عهد شخص ديگر قرار بگيرد واين نباشد به صرف اخذ راي به فردي ورفتن به كانون تصميم گيري اورا مورد باز خواست قرار داد.